1) نوزدهم فروردین ماه جاری، روز بسيار پرماجرا و جنجالي برای فوتبال همدان بود که با شوك خبري خيره كننده و تقريبا بينظير به پايان رسيد.
در شرايطي كه در این بازی همه حواس کادر فنی، بازیکنان و میهمانان ویژه حاضر در جایگاه ورزشگاه معطوف به گلزنی و پیروزی پرگل در مقابل ابومسلم مشهد بود تماشاگران یکباره و بی درنگ علیه مدیرعامل باشگاه شعار سرداده و خواستار رفتن او شدند تا فضای ورزشگاه حیرت زده شود.
با اين وجود، انگار همه منتقدان بايد در مقابل عزم راسخ مدیریت باشگاه و همراهانش سپر بيندازند و تسليم محض باشند. تنها اندكي پس به ثمررسیدن گل پنجم پاس در مقابل ابومسلم شاهکار فوتبالی شکل می گیرد و همه نسبت به ناکامی مدیریت پاس موضع می گیرند و این ناکامی ها را با شعارهای مختلف پاسخ می دهند.
... و اينگونه، شاه بيتي تازهتر براي غزل سوزناك همه ناكارآمديهاي مديریت فوتبال پاس سروده شد!
2) در فوتبال گاهي اتفاقاتي ميافتد كه نه قابل نقد و بررسي است و نه ميشود تحليلشان كرد. در مواجهه با اينگونه رخدادها، فقط ميتوان زانوي غم بغل گرفت و با حزن و اندوه، به آنچه ميگذرد انديشيد.
مثلا اگر آن شش امتیاز انضباطی از تیم البدر بندرکنگ کاسته نمی شد، آیا بازهم پاس را لیگ یکی می دانستیم. نتیجه ای که کمک شایان و البته خدمت ماندگار به تیم پاس کرد تا این تیم ماندگار شود. بنابراین حتی ممانعت از سقوط هم به دست البدری ها میسر شد نه مدیریت باشگاه و عواملش!
اگر امید طیری در آخرین دقایق تصمیم گیری به پاس بازنمی گشت و این چنین تیمش را متحول نمی کرد آیا بازهم بهترین نتیجه فصل جاری سبزپوشان رقم می خورد!
انتظار داريد بگوييم مديریت باشگاه و سایر عوامل تیم كه هر كدامتان دو سه سال است در اين باشگاه نگونبخت نقش مديريتي داريد، بازهم بمانید تا بلکه وعده هایتان روزگاری عملی شود!
3) تقريبا همه هواداران فوتبال همدان از خيلي پيشتر يقين حاصل كردهاند كه هيچ نوع ناکامی از مدیریت باشگاه و شرکا بعيد نيست. با اين وجود، اين پرده آخر و واكنشهاي انجام گرفته در قبال ناکامی پاس و ناکارآمدی مدیریتی دوباره به يادمان آورد كه سنتي به نام استعفا در احترام به شعور افكار عمومي تا چه اندازه در فوتبال مهجور و بلااستفاده است.
4- بعد از سه سال در حسرت صعود به لیگ برتر اين سوال به وجود بيايد كه استعفاي يكي مثل مدیریت باشگاه در قبال بی تفاوتی هیات مدیره چه سودي ميتواند داشته باشد؟
اتفاقا نكته همين جاست كه نفس اقدام به كنارهگيري در صورت درك ناكارآمدي، خودش نشاندهنده آن است كه مسوول مربوطه، به گزاره «مردم اين استان، باهوش و باشعور هستند» ايمان دارد و نميكوشد به این ویژگی بی اهمیت باشد.
با اين مقدمه، خودتان ميتوانيد حجم ناکامی های رخ داده در حوزهها نتیجه گیری فنی و مدیریتی پاس با تعداد استعفاهاي داوطلبانه مقايسه كنيد و به نتيجه منطقي برسيد!
نویسنده: میثم ناصر نژاد