سخني از جنس دل با سرمربي دوستداشتني الوند؛
آقاي طلائيمنش! فوتبال يك استان را فداي پسرتان نكنيد
- توضیحات
- نمایش از شنبه, 07 دی 1392 19:37
- بازدید: 89
شايد هر فرد منصفي غيرسرمربي الوند و فرزند گرامي ايشان اين مطلب را بخوانند به صراحت اين جمله بر زبانشان جاري شود كه جانا سخن از زبان ما ميگويي!!
در طول ساليان مختلف بارها و بارها در تيمهاي مطرح فوتبال كشور يا حتي دنيا شاهد حضور پداران در جايگاه سرمربي و فرزندان آنها در جايگاه بازيكن در يك تيم بودهايم؛ يوهان كرايف و يوردي كرايف به عنوان نمونه خارجي و علي پروين و محمد پروين يا ناصر حجازي و آتيلا حجازي به عنوان نمونههاي داخلي در شراطي قرار گرفتند كه فرزند به عنوان شاگرد پدر در يك باشگاه مشغول كار بودند، اما هيچگاه پدران رابطه پدر و فرزندي را در زمين فوتبال لحاظ نميكردند؛ آتيلا حجازي مدتها در استقلال سكو نشين و نيمكت نشين بود تا به تركيب استقلال حتي به صورت يار ذخيره راه پيدا كرد و زماني هم كه در تركيب قرار ميگرفت و خوب كار نميكرد بلافاصله ناصر حجازي او را تعويض ميكرد و يا وقتي اعتراض هواداران را ميديد، سريع آتيلا را از بازي بيرون ميكشيد.
اما در تيم الوند همدان؛ از زماني تيم شهرداري با نام پاس نوين در ليگ حاضر شد و سپس امتياز آن به آقايان يدي و سيفيزارعي منتقل شد تا رضا طلاييمنش كار هدايت اين تيم را در دست بگيرد و سپس به ليگ دسته اول راه پيدا كند، آرمين طلاييمنش آقازاده آقا رضا يك پاي ثابت تركيب اصلي بوده تا حرص تماشاگران را در تمامي مسابقات تا زير گلو بالا بياورد.
هنوز فضاحت بازي او در ديدار مقابل پرسپوليس كه با اشتباهات زيادش صداي همتيميها را نيز درآورده بود يادمان نرفته اما چه كنيم كه آقاي طلاييمنش اين مربي زحمتكش و دوست داشتني در اين حوزه هيچ نرمش و گوش شنوايي براي شنيدن انتقادات ندارد!
گويا سرمربي سپيدپوشان همداني فيلم بازيهاي تيمش بعد از هر بازي را نميبينند يا آرمين را به چشمي ديگر نگاه ميكند كه متوجه اشتباهات و بازي بياثر او در مسابقات نميشود.
آرمين بازيكن آرام و با اخلاقي است (صرف نظر از حركتي كه در يكي از ديدارهاي فصل پيش از خود بروز داد كه از چشم مديران باشگاه الوند نيز دور نماند) اما واقعا از نظر فني حرفي در فوتبال براي گفتن ندارد؛ نگارنده به سبب سواد كم مربيگري و كارشناسي خفيفي كه در فوتبال دارم، اين حق را بر خود قائلم كه با آموزههاي علمي گذشته اين ادعا را داشته باشم كه آرمين طلاييمنش از نظر فيزيولوژيكي، استايل مناسب براي يك بازيكن فوتبال را ندارد.
فرم و استايل بدني آرمين بيشتر به درد رشته بسكتبال ميخورد، بدن او حتي انعطاف مورد نياز براي رشته واليبال را نيز ندارد، چه برسد به فوتبال و آن هم پست هافبك دفاعي كه احتياج به جنگندگي و دوندگيهاي زياد با بدني فيزيكي و روحيهاي درگيرانه دارد.
اصرار بر حفظ آرمين در تركيب تيم الوند، اثري جز كاهش محبوبيت رضا طلاييمنش در پي نخواهد داشت؛ وقتي هوادار در سرماي هوا براي تماشاي بازيهاي الوند خود را از مسيرهاي دور به ورزشگاه ميرساند، انتظاري جز برد و ارائه بازي زيبا از تيماش ندارد، اما وقتي مشاهده ميكند كه نسبت خانوادگي موجب ميشود تا بازيكني چون روحالله عبدالهي از تيم رانده شود، مسعود رمضاني يا پوريا آرياكيا از تركيب تيم بيرون بمانند، مرتضي عزيزمحمدي در ديدار با پرسپوليس با اعتراض به تعويض خود و عدم تعويض آرمين مدتها از تيم دور بماند و ... هوادار هم دلسرد ميشود.
تيم الوند متعلق يه همه فوتبال دوستان استان همدان است و ملك شخصي يا محيط خانوادگي نيست كه استحكام روابط پدر و پسر در آن نمود پيدا كند، اينجا همه انتظار بازي خوب دارند؛ از من كارمند كه ناهار نخورده خود از اداره خود را به ورزشگاه ميرسانم تا عكاسي كه با شكم گرسنه در سرماي ورزشگاه كار به تصوير كشيدن صحنههاي بازي را بر عهده دارد، اما متاسفانه بايد شاهد ثبت صحنههاي گلزني تيم حريف باشد.
وقتي آرمين در زمين راه ميرود و توپي كه از دست ميدهد را دنبال نميكند يا ميانه زمين را رها كرده و به جلو تر ميرود كه سرزني كند، اما با آن قامت بلند باز هم موفق به اين كار نميشود، آه از نهاد بينندگان بلند ميشود كه تا كي بايد اين وضع ادامه داشته باشد و تا كي بايد تيم 10 نفره در برابر حريفان قرار بگيرد؟
از لحاظ فني در ديدار امروز الوند در برابر سياهجامگان و در غيبت سيد جمال معصومي، الوند ميانه زمين را به طور كلي از دست داده بود كه قطعا اگر دوندگيهاي حسين كاظمي نبود، كمكاري ها و بازي سكون آرمين بيشتر از اينها به چشم ميآمد. در خاطر دارم كه در صحنهاي حسين كاظمي توپ را در روي خط محوطه جريمه الوند از دست مهاجمان حريف درآورد و چند ثانيه بعد در روي قوس محوطه جريمه سياهجامگان پاس گلي داد كه داور آن را آفسايد اعلام كرد كه در آن صحنه همه افراد پيرامون ما از سرعت و دوندگي كاپيتان جديد الوند متعجب شده بودند.
اما آرمين؛ در جايگيريها بسيار ضعيف عمل ميكرد، كلا فوتبال باري به هرجهت را از خود به نمايش ميگذاشت، بي انگيزه و بي تحرك ظاهر ميشد و پاسهايش بيشتر بوي صلب مسئوليت از خود را داشت نه اينكه در جهت باز شدن بازي يا حركت تيم به سمت دروازه حريف باشد.
البته وقتي بازيكني از قرار گرفتن در تركيب ثابت احساس امنيت كند، بهتر از اين عمل نخواهد كرد، مخصوصا با تجربه كمي كه او دارد و شرايطي كه پدر برايش در تيم بوجود آورده، انتظاري بيشتر از اين هم از وي نميرود.
آقاي طلاييمنش، شما را قسم به همه مقدسات، روابط خانوادگي را در زمين بازي فراموش كنيد!
مطمئن باشيد با اين رويكرد روز به روز فرزند دلبنتان بيشتر مغضوب هواداران خواهد شد، بگذاريد آرمين احساس خطر كند و همواره مانند سايرين اين حس را داشته باشد كه اگر خوب نباشد از تركيب خارج خواهد ماند تا تلاش كند و پيشرفت كند. مطمئن باشيد كه با اين حمايت پدرانه موجب درجازدن و افت بيش از پيش آرمين خواهيد شد و دل هوادار هم بيشتر از پيش ريش خواهد شد.
اگر ميبينيد كه مديرعامل باشگاه و مسئولين بالا دستي مستقيما در اين رابطه چيزي نميگويند به خاطر رودربايستي و حفظ احترام شماست، اما تنها خواسته هواداران از شما توجه به شايسته سالاري و در نظر گرفتن حفظ منافع تيم است.
درست است كه بهرام يدي مالك باشگاه الوند است، اما همه مردم همدان اين تيم بومي را دوست دارند و خود را صاحب امتياز آن ميدانند و همه اين اظهارنظرها هم از روي دلسوزيست.
شما را به خدا قسم يكبار هم كه شده واقع بينانه به اين مساله نگاه كنيد و منصافانه با موضوع برخورد كنيد.
نگارنده چند وقتي است كه بر سر نوشتن اين مطلب با خود سبك و سنگين كردم، اما وقتي امروز به ورزشگاه آمدم و يكبار ديگر از جايگاه ويژه با ديد كافي بازي را زير نظر گرفته و آناليز كردم، اين حرفها خيلي به دلم سنگيني كرد و حتي تمامي ناسزاهاي احتمالي بعدي شما يا آرمين جان را به جان خريدم و دست بر قلم برده و اين مطلب را نوشتم، چون كه در مقابل رسالتي كه در حوزه رسانه دارم مسئوليم و در خاتمه يكبار ديگر شما را به مقدسات قسم ميدهم كه واقع بين و منصف باشيد حتي اگر انتقادي بر خلاف خواسته و ميل شما مطرح شود.
علي ثقفي-مدير مسئول "همدان فوتبال"

